سال جهش تولید
  • 1399-03-29 22:24
  • كد محتوا:12591

تخت­فولاد، تنها گورستان باقی‌مانده از قبرستان­های متعدد دوران اسلامی شهر اصفهان است. این گورستان با قدمتی حداقل از سده­ی 4 ه.ق تاکنون، در جنوب شرقی شهر در کنار زاینده‌رود گسترده است و به نام­های لسان‌الأرض، بابا رکن‌الدین و سرانجام تخت­فولاد نامیده­شده­است.

تخت­فولاد، تنها گورستان باقی‌مانده از قبرستان­های متعدد دوران اسلامی شهر اصفهان است. این گورستان با قدمتی حداقل از سده­ی 4 ه.ق تاکنون، در جنوب شرقی شهر در کنار زاینده‌رود گسترده است و به نام­های لسان‌الأرض، بابا رکن‌الدین و سرانجام تخت­فولاد نامیده­شده­است.

اهمیت و شهرت تخت­فولاد، مرهون دو عامل است: مزار صدها تن از بزرگان دین و علم و ادب و هنر ایران در آن واقع است و بناهای تاریخی طی سده‌ها در آنجا برپا شده­است که بیشتر آنها در زمره­ی آثار ملی به ثبت رسیده‌اند.

لسان‌الأرض کهن‌ترین نام و نیز کهن‌ترین بخش گورستان است که در گوشه­ی جنوب شرقی تخت­فولاد کنونی قرار­داشته­است. ابونعیم اصفهانی نخستین کسی است که به وجه‌ تسمیه­ی لسان‌الأرض ‌اشاره­می­کند و می‌نویسد که خداوند به هنگام آفرینش آسمان و زمین، آنها را فرمان داد: «ائْتیا طَوْعاً اَوْ کَرْهاً قالَتا اَتَیْنا طائعین» و زمین اصفهان فرمان پذیرفت، پس اصفهان دهان و زبان دنیاست. مافروخی نیز به گفته­ی حافظ ابونعیم استناد کرده­است.

با درگذشت بابا رکن‌الدین شیرازی و خاکسپاری وی در زاویه­ی خود در این محل، گورستان به نام وی شهرت­یافت. به‌نظر می‌رسد در پی مکالمه و مکاشفه­ی شیخ­بهایی با بابا رکن‌الدین به هنگام زیارت مزار او و آگاهی وی از زمان درگذشت خود در پی این مکاشفه، محل آرامگاه بابا رکن‌الدین کانون توجه مردم قرار­گرفته­است؛ به­‌طوری­که این گورستان، در عصر صفوی از معروفیت خاصی برخوردار­شد و تا اواخر دوره­ی صفویه نیز به نام بابا رکن‌الدین نامیده­می‌شد و پل­خواجو نیز به همین نام مشهور بود. شاردن نخستین کسی است که از تخت­فولاد یاد کرده­است اما نه به عنوان گورستان، بلکه به نام ناحیه‌ای واقع در آن سوی گورستان بابا رکن‌الدین که به سبب سکونت سردار بزرگی در آنجا و به واسطه­ی پیروزی­هایش، پولاد­بازو لقب داشته­است. جابری انصاری آن­را منسوب به فولاد، دلاوری از عهد بویهیان می‌داند.

عده­ای معتقدند که نام تخت­فولاد، برگرفته از نام بابا فولاد حلوایی، عارف نیمه­ی سده­ی 10ه.ق است که با خاکسپاری وی و ساخت و سازهایی که مریدانش در پیرامون مزار او برپا کردند و شکل‌گیری روستایی با همین نام، این گورستان موردتوجه بیشتر واقع­شد و با گسترش آن و نزدیکی با روستای تخت­فولاد، گورستان بابا رکن‌الدین، تحت‌الشعاع نام تخت­فولاد قرارگرفت و از دوره­ی قاجاریه به بعد، تمامی گورستان به این نام خوانده­شد.

هرچند گورستان تخت­فولاد، گورستان دوره­ی اسلامی است اما نشانه‌هایی از پیش از اسلام نیز در آن وجود­دارد که بر اهمیت تاریخی ‌آن می‌افزاید. از جمله بقعه­ی منسوب به یوشع­بن­نون یکی از انبیای بنی­اسراییل است که هنگام کوچاندن یهودیان به ایران و سکنا دادن آنها در اصفهان توسط بخت­النصر پادشاه بابل، رحلت کرد. این یوشع غیر از یوشع­بن­نون، وصی حضرت موسى(ع) است.

تاریخ تخت­فولاد در سده‌های آغازین دوره­ی اسلامی با افسانه‌ها و روایات درآمیخته است. باستان‌شناسان و مورخان هنر در پژوهش­های میدانی در بخشی از گورستان لسان‌الأرض، به بقایای معماری بزرگی دست یافته‌اند که نشان می‌دهد این بخش از تخت­فولاد، کهن‌ترین بخش گورستان و هسته­ی آغازین آن بوده­است. بهشتیان نخستین محققی است که به کهن بودن این بخش از تخت­فولاد اشاره کرده­است. وی می­نویسد: «لسان‌الأرض با دیوار کهنه و ویرانی محصور بود که در بعضی از قسمت­های آن، اثر آجرهایی به سبک دیلمی به خوبی آشکار بوده­است». پس از او هیأت ایتالیایی به بررسی و شناسایی این بخش از گورستان پرداخت و طی نامه‌ای ضمن اشاره به کهن­بودن آن، رسیدگی به آن را از مسؤولان وقت خواستار شد. اوژینو گالدیری معمار هیأت، در محوطه­ی وسیعی از تخت­فولاد معروف به مصلای لسان‌الأرض به بررسی­های باستان‌شناختی پرداخت.

کشف چند سنگ قبر با کتیبه­ی کوفی سلجوقی، تأییدی است بر اینکه گورستان در سده‌های 5 و 6 ه.ق نیز مورد استفاده­ی مسلمانان بوده­است. در دوره­ی صفوی با رواج مذهب تشیع، گورستان بابا رکن‌الدین به لحاظ واقع­بودن مزار یک عارف شیعی در آن، مورد توجه علمای بزرگی چون شیخ­بهایی و میرفندرسکی و به تبع آنها مردم قرار­گرفت. خاکسپاری علما، فقها، عرفا، ادیبان و هنرمندان و پیکر دیگر مردم اصفهان، از عهد صفوی به بعد در این گورستان سبب گسترش آن شد و تا پایان دوره­ی پهلوی، به عنوان بزرگ‌ترین و مشهورترین گورستان اصفهان باقی­ماند.

بر پایه­ی توصیفات شاردن معلوم می­شود که بر گرد مقبره‌ها از جمله مقبره­ی بابا رکن‌الدین، مهمان‌سرا، خانقاه، خسته‌خانه، تکیه و باغ­های متعدد و نیز دو یخچال بزرگ وجود­داشت که در آن ‌سوی آن، تخت­فولاد واقع­شده­بود. براین­اساس، می‌توان دریافت که ناحیه­ی تخت­فولاد در زمان سلطنت شاه‌­عباس­دوم با گورستان بابارکن‌الدین فاصله داشته­است، اما به آن حد از وسعت و شهرت رسیده­بود که از آن به­عنوان قبرستان تخت­فولاد یاد می‌کردند. خاکسپاری عالم بزرگ میرزا رفیعا در 1082 ه.ق، در بخش شرقی گورستان بابا­رکن‌الدین، سبب گسترش این گورستان به سوی شرق شد اما بخش جنوبی آن خارج از محدوده­ی گورستان به‌شمار می‌رفته­است.

در دوره­ی شاه­سلیمان­صفوی، در تخت­فولاد بقعه‌هایی با ویژگی­های معماری آن دوره برپا شد که در میان تکایای دوره­ی صفوی و سده‌های پس از آن، از جایگاه ارزنده‌ای برخوردارند. در اواخر دوره­ی صفویه، معماری آرامگاه­های علمای دین در تخت­فولاد نسبت به دوره‌های پیش به سادگی گرایید. با حمله­ی محمود افغان در 1135 ه.ق به اصفهان، بسیاری از علما و عارفان اصفهان را ترک­کردند و عده‌ای نیز درگذشتند که بر مزار این بزرگان بنایی احداث­نشد. در این دوره، بسیاری از تکیه‌های تخت­فولاد ویران­شد و مصالح آن در حصار و بارویی که اشرف افغان در داخل شهر اصفهان برپا کرد، به‌­کار رفت. روستای کوچک تخت­فولاد و گورستان آن، تا عهد قاجار با جمعیتی حدود 100 نفر همچنان در خارج از برج و باروی شهر اصفهان قرار­داشت. در اوایل دوره­ی قاجار، این روستا با باغ­های مشهور و سرسبز، از نقاط باصفای حومه به­‌شمار­می‌رفت.

روند تخریب گورستان تخت­فولاد از 1348 ه.ش به بعد، با احداث فرودگاه اصفهان و تأسیسات مربوط به آن، ساختن چند مدرسه و ساخت و سازهای دیگر در اراضی تخت­فولاد آغازشد. در اواخر فروردین 1363، شهرداری اصفهان این گورستان تاریخی را متروکه اعلام­کرد اما در همین زمان، شماری آرامگاه بر فراز مزار بعضی از شخصیت­های آرمیده در تخت­فولاد ساخته­شد.

تکیه‌هایی که در شمار آثار گرانبهای تاریخی شناخته­می­شود عبارتند از: تکیه یا مصلای لسان‌الأرض که قدمتش به دوره­ی دیالمه می‌رسید. این مجموعه در عصر سلجوقی و پس از آن در دوره­ی صفویه، بازسازی کامل شد و بناهایی چون آب­انبار و مسجد نیز برآن افزوده­شد. این مجموعه با وجود آنکه در سال 1382، به شماره­ی 9059 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، در سال­های اخیر هم‌زمان با مزار یوشع­بن­نون و تکیه­ی بابا فولاد، با صحن و حجره‌های پیرامون آن ویران­شد. امروزه فقط سنگ مزار استاد فولاد حلوایی باقی­است. تکیه­ی میرفندرسکی، تکیه­ی میرزا رفیعا، تکیه­ی آقاحسین خوانساری، تکیه­ی خاتون‌آبادی، تکی­ی واله، تکیه­ی مادرشاهزاده و ده­ها تکیه­ی دیگر در گوشه و کنار تخت­فولاد قرار­دارد که مدفن علمای طراز اول اصفهان و سایر مشاهیر این شهر است.

در گورستان تخت­فولاد آب‌انبارهایی احداث­شده­بود که آب آنها از نهرهای معروفی چون نهر نایج و جوی سیاه تأمین می‌شد. از جمله می‌تـوان از آب‌انبـارهـای لسان‌الأرض و مصلا و آب‌انباری با گنبد عظیم‌ آجری که در 1299 ه.ق، به ‌دستور رحیم‌ خان بیگلربیگی و برادرش محمدحسین‌ خان امین‌الرعایا ساخته شده­است نام برد. آب‌انبار مسجد رکن‌الملک نیز در صحن کوچک مسجد قراردارد و براساس کتیبه­ی سنگی آن، رکن‌الملک شیرازی آن را در 1325 ه.ق برپا داشته­است.

آب‌انبارهای تکیه­ی کازرونی، آقامجلس، بابا رکن‌الدین، چهارسوقی و شهشهانی، از جمله آب‌انبارهای ویران­شده­ی این مجموعه به­حساب­می‌آیند(موسوی بجنوردی، 1385: 14/ ذیل تخت­فولاد).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.