سال جهش تولید
  • 1399-03-30 13:38
  • كد محتوا:12674

در انتهای چهارباغ­بالا و در پای کوه­صفه، در زمینی مربع و مسطح، به دستور شاه­عباس باغ بزرگی احداث­شد که چهارگوشه­اش به چهار برج آراسته­بود و یک میلیون و کسری ذرع مساحتش می‌شد. این باغ چون به امر شاه­عباس بنا شده­بود، به باغ عباس­آباد و به واسطه­ی وسعتی که داشت، به هزارجریب نیز معروف­بوده­است. این ناحیه که در طرف جنوبی رودخانه است، از نظر آب و هوا از بهترین محلات است.

در انتهای چهارباغ­بالا و در پای کوه­صفه، در زمینی مربع و مسطح، به دستور شاه­عباس باغ بزرگی احداث­شد که چهارگوشه­اش به چهار برج آراسته­بود و یک میلیون و کسری ذرع مساحتش می‌شد. این باغ چون به امر شاه­عباس بنا شده­بود، به باغ عباس­آباد و به واسطه­ی وسعتی که داشت، به هزارجریب نیز معروف­بوده­است. این ناحیه که در طرف جنوبی رودخانه است، از نظر آب و هوا از بهترین محلات است.

باغ هزارجریب سردر باشکوهی داشت که چهارباغ­بالا بدان پایان می‌گرفت. قصر هزار­جریب، بالاترین قصرهای سلطنتی بود که در انتهای چهارباغ­بالا، سر به فلک کشیده و محل تفریح مردم شهر و جلفا بود و تمام شهر و بلوکات حوالی اصفهان، در آن قصر نمایان می‌شد(جابری انصاری، 1378: 255و166).

کمپفر، سیاح آلمانی در سفرنامه­ی خود، از چهار برج کبوتر در چهار ضلع این باغ یاد می‌کند که اکنون دو برج آن، بیشتر باقی­نمانده­است. حد غربی باغ هزارجریب به وسیله­ی دیوار گلی کهنه­ای، از قبرستان ارامنه جدا شده­است. شاه­عباس، باغ و کاخ‌های عباس­آباد را صرفاً برای استفاده­ی خاندان شاهی به­وجود نیاورده ­بود بلکه چنانکه لرد کرزن در کتاب خود به این موضوع اشاره ­می‌کند، مانند باغ‌های امروزی، هر کسی می‌توانست در آن گردش کند.

دلاواله در سفرنامه­ی خود در مورد هزارجریب می‌نویسد: «در آنجا چیز دیگری جز رشته درختان پر شاخ و برگ میوه وجود ­ندارد و تمام آن ها آنقدر کوتاهند که پیاده­ها و سواران با دست می‌توانند میوه بچینند و به­علاوه، هر محوطه­ای مخصوص درختان خاصی است. آن قدر میوه در آن وجود دارد که برای تمام شهر کافی و حتی زیاد است».

کمپفر طول و عرض باغ را هزار و سیصد قدم و شاردن تقریباً یک میل نوشته­است. شاردن می‌گوید این باغ، دیوارهایی سنگی داشت ولی امروزه از آن دیوارها اثری بر جای نیست.

شاه­سلیمان برای خوشگذرانی و تفریح خویش، خانه­ی بسیار مجللی در بالای باغ هزارجریب و دامنه­ی کوه­صفه بنا کرد. از این خانه شهر دورنمای بسیار زیبایی داشته­است(شفقی، 1353: 268 - 263).

طبق گفته­های شاردن، مساحت باغ هزارجریب حدود 5/2 کیلومترمربع بود و دوازده ایوان داشت. ایوان‌های دورتر از رودخانه، یکی دو متر مرتفع‌تر از آنهایی است که نزدیک رودخانه بنا شده­اند. دوازده خیابان به موازات چهارباغ و سه خیابان شرقی- غربی متقاطع نیز احداث کرده­بودند. بعد از هر چهار خیابان، نهری در امتداد خیابان احداث کرده­بودند که در دو طرف آن، سنگ کار گذاشته و در هر یک از ایوان‌ها، حوضی با طرح‌های متفاوت ساخته­بودند. فواره­های آب، همه جا به­چشم­می‌خورد و لااقل پنج کوشک اصلی وجود­داشت. در فصل بهار سرتاسر باغ از گل پوشیده می‌شد، مخصوصاً اطراف نهرها و حوض‌های آب(ویلبر، 1388: 123).

از باغ هزارجریب و از قصر آن، فعلاً هیچ‌گونه اثری نیست. در صورتی که سیاحان اروپایی که تا اواخر عهد قاجار به اصفهان آمده­اند، این باغ و ساختمان‌های آن را توصیف­کرده­اند. از مورخان ایرانی، محمدمهدی­بن محمدرضا الإصفهانی مؤلف نصف جهان فی تعریف الإصفهان در سال 1308 ه.ق، درباره­ی این باغ چنین نوشته­است: «چهارباغ منتهی است به پل بزرگ شاه­عباس معروف به سی­و­سه­چشمه و محاذی آن خیابانی بزرگ ساخته و از آن بلندی همچنان آبشاری ریز درست­نموده که از بالا آب در آن حوض می‌ریزد و محاذی این حوض، مواجه مشرق عمارت، سردری عالی ساخته­اند بر دروازه­ی باغی که اول باغ‌های چهارباغ علیا است و به باغ­زرشک معروف است و بسیار باصفا جایی بوده و این چهارباغ را نیز شاه­عباس اول طرح­انداخته و اتمام آن را دیگران نموده­اند و به چهارباغ­بالا مشهور است و این چهارباغ، طویل‌تر از اولی است ولی عرضش کمتر است و به خوبی آن ساخته­نشده و آن را منتهی نموده­اند به باغ عباس­آباد که قریب به کوه­صفه و در حقیقت در ابتدای دامنه­ی آن واقع­شده و بین الأنام، این باغ به هزارجریب اشتهار دارد. چه به حسب مساحت، تقریباً هزارجریب است و مشتمل است بر ده قطعه که هر یک به طرف جنوب بلندتر از قطعه­ی شمالی آن است و در هر یک، چند آبشار کوچک و عمارت داشته، آبی مخصوص از رودخانه برای آن آورده­بودند و باغی بی­مانند بوده­است چنانکه بعضی از اهل فرنگ که در زمان آبادی آن باغ به اصفهان آمده و آن را دیده، نوشته­اند که امروز در آسیا مثل این باغ موجود نیست. نهر آن که ممرش از بالای طبقه­ی بالایی جنوبی اوست، مسلط بر تمام طبقات و از مغرب به طرف مشرق جاری بوده و به جوی سفید موسوم بوده­است. در فترت که همه­ی اصفهان خراب و ویران گردید، این آب نیز جهت خرابی ممرش بایستاد و باغ روی به خرابی آورد و تا اواخر دولت زندیه، دیگر اثری از آن باقی­نماند و چنان بود تا در سال 1255، به امر محمدشاه و به همت منوچهرخان معتمدالدوله، ممر آن درست شد و آب بیاوردند و آن را آباد­کردند»(هنرفر، 1350: 493-489). اولین حاکم اصفهان که برای احیای باغ هزارجریب کوشید، منوچهرخان معتمدالدوله بود. او آب هزارجریب را دوباره جاری­کرد و به نیت پرورش کرم ابریشم، نهال‌های توت در آن کاشت اما با مرگش همه چیز نابود شد(رجایی، 1383: 39).

باغ­زرشک که عمارتی مفصل بود، در این ناحیه قرار­داشت. «منوچهرخان معتمدالدوله به آن اهمیتی داده که اطراف سردرب از درختکاری و گل‌های رنگارنگ جلوه­داشته. برای باغات، مستحفظینی گذارده تا گذرندگان و تماشاییان در خیابان چهارباغ­بالا و هزارجریب یک دانه گل نچینند. هنوز معروف است به زبان‌ها که آنجا فریاد «مچین مچین» به فلک می‌رسید. حتی درخت‌های تود را که هر جا بود، وقف عامه­ی عابرین بود و صاحبش نفروخته، برای حفظش قراول گذارده که میرزا اشتهای شاعر در قصیده­اش گوید:

از عهد پادشاهی جالوت تاکنون

 

پای درخت تود نبوده قراولی!

 

این بیت نیز در این باب مشهور پیران صاحب ذوق اصفهان است:

دست بلورین که به گل می‌رسد

 

مچین مچین تا سرپل می‌رسد 

 

(جابری انصاری، 1378: 253و 165).

از جوی سیاه کوه­صفه و ناحیه­ی هزارجریب، آب برای حوض عالی‌قاپو که در طبقه بالایی بود می‌بردند. منبع آب حوض میان چهلستون را نیز هزارجریب و جوی سیاه نوشته­اند(رک: همان، 152و142).

این محل طبق صورت اداره ­ی میاه در عهد قاجار، 7 سهم از جوی شاه هزارجریب حق آبه داشته­است. این مادی قبل از رسیدن به هزارجریب، از باغکومه و آغجه بدی می‌گذشت(رک: همان، 431).

ظل­السلطان این باغ را خراب­کرد(هنرفر، 1350: 81) «ظل­السلطان این سردرب با عظمت را به ابراهیم­خان، فراش­باشی خود بخشید که خراب­نماید و برای خود از مصالح آن خانه بسازد و در باغ ابریشم، بنای عمارات حضرت والا را تکمیل نماید!»(جابری انصاری، 1378: 255). این منطقه در سال 1328، در تصرف ورثه­ی حاج محمدحسین کازرونی و دو نفر دیگر بود که آن را بخشیدند یا به قیمت کم فروختند تا دانشگاه اصفهان در آن دایرشود(رجائی، 1383: 39).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.